نوروز۹۷
سلام گلهای زندگیم حانیه جان وحلمای عزیزم مامان تازه با نی نی وبلاگ اشنا شده وتصمیم گرفته از سال جدید خاطراتتون رو ثبت کنه امیدوارم در کنار هم بتونیم خاطرات خوبی ثبت کنیم واما نوروز امسال با سالهای دیگه فرق داشت چون روز عید مادر جون از چهار پایه افتاده بود کمرش اسیب دیده بود وما باید ازش پرستاری میکردیم واز طرفی هم عمو های بابایی از الیگودرز اومده بودن وقرار بود عید امسال بابا مارو ببره تهران گردی وهمه ی برنامه هامون بهم ریخت تا اینکه عمو ابراهیم پیشنهاد داد بریم همدان واز اونجا بریم کرمانشاه ماهم قبول کردیم به همراه عمه اکرم وعموابراهیم وپدر جونینا روز ۷ عید رفتیم سفر وبهمون خوش گذشت وشما عزیزای مامان یه اب وهوا عوض کردین
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نوروز۹۷
